محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

20

تاريخ الطبرى ( فارسي )

ذكر مخلوقى كه بعد از قلم بود خداوند عز و جل پس از آنكه قلم را خلق كرد و بفرمود تا همه بودنيها را تا به رستاخيز بنويسد ، ابرى رقيق بيافريد و اين همان ابر است كه او جل و عز در كتاب محكم خويش آورده و گويد : « آيا جز اين انتظار دارند كه خدا در سايه هاى ابر سويشان آيد » . [ 1 ] و اين پيش از خلقت عرش بود و در اين باب حديث پيمبر هست . راوى گويد از پيمبر پرسيدم خداى ما پيش از آنكه خلق خويش را بيافريند كجا بود ؟ فرمود : « در ظلمتى بود كه زيرش هوا بود و زيرش هوا بود . آنگاه عرش خويش را بر آب آفريد . » و حديث ديگر به همين مضمون هست . و نيز راوى گويد : جماعتى پيش پيمبر آمدند . وى با آنها سخن همى گفت و آنها مىگفتند : « چيزى به ما بده » و پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم آزرده شد و آن كسان از پيش وى برون شدند و جمعى ديگر بيامدند و گفتند : « آمده‌ايم به پيمبر سلام كنيم و فقه دين آموزيم و از آغاز خلقت بپرسيم » فرمود : « بشارت را كه اين كسان پيش از شما نپذيرفتند بپذيريد . » گفتند : « پذيرفتيم » پيغمبر صلى الله عليه و سلم فرمود : « خدا عز و جل بود و چيزى با وى نبود و عرش وى بر آب بود و در لوح ياد شده بود . پس از آن هفت آسمان را بيافريد . آنگاه يكى پيش من آمد و گفت : « اينك شتر تو برفت و من برون شدم و سراب حايل بود و خوش داشتم كه آن را رها كرده بودم . » و دربارهء مخلوقى كه پس از ظلمت بود خلاف هست و بعضى گفته‌اند كه عرش را آفريد .

--> [ 1 ] سورهء 2 آيه 210